ویرتیوب Uncategorized جزئیات نبرد مرگبار در یک جشن تولد

جزئیات نبرد مرگبار در یک جشن تولد



[ad_1]

بحث در مورد تاج و مسائل اقتصادی در میان میهمانان تولد بیشتر شد و برخی از آنها را ناراحت کرد ، اما این پایان ماجرا نبود. زیرا بازگشت این افراد به جشن آغاز درگیری مرگبار بود.

به گزارش ایلنا ، بحث در مورد تاج و مشکلات اقتصادی در میان میهمانان تولد به حدی بالا گرفت که برخی از آنها را ناراحت و عصبانی کرد ، اما این پایان ماجرا نبود. زیرا بازگشت این افراد به جشن آغاز درگیری مرگبار بود.

چند شب پیش درگیری خونین به پلیس گزارش شد و مأموران برای تحقیق در این زمینه به یکی از مناطق باغ اطراف تهران رفتند. پسر جوانی حدود 30 ساله در هنگام درگیری از ناحیه سینه با ضربات چاقو مجروح شد و حال وی وخیم بود. اگرچه وی برای مداوا به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات و خونریزی خیلی زود درگذشت.

در تحقیقات پلیس مشخص شد که عصر همان روز در باغ یک جشن تولد برگزار می شود و میهمانان درباره تاج و مشکلات اقتصادی صحبت می کنند که به بحث و ناشنوایی و در نهایت دعوا تبدیل می شود.

صاحب باغ در توضیح ماجرا برای کارمندان گفت: چند روز پیش یکی از دوستانم به نام سجاد با من تماس گرفت و از من پرسید آیا باغ خود را برای یک شب اجاره می کنم؟ وی گفت که یکی از آشنایانش در حال برنامه ریزی یک جشن تولد خانوادگی است و می خواهد یک مهمانی در فضای باز برای کرونا برگزار کند.

من موافقت کردم و باغ را به آنها اجاره کردم ، اما شب حادثه فهمیدم که این یک تولد خانوادگی نیست و مهمانان نیز الکل مصرف کرده اند. وقتی بین میهمانان اختلاف افتاد ، من به دوستم سجاد که نماینده بود تماس گرفتم. من به او اعتراض کردم که چرا این افراد را به من معرفی کرده است و به نظر می رسد تعطیلات خانوادگی نیست. سجاد گفت که برای مقابله با مشکل چند دقیقه دیگر مردم را به باغ می فرستد.

صاحب باغ ادامه داد: قبل از ورود این افراد ، میهمانانی که در حال بحث و گفتگو بودند ، با وساطت صاحب تولد ، وسایل خود را جمع کرده و مهمانی را ترک کردند. “سپس سه پسر جوان فرستاده شده سجاد به محل آمدند باغ. من به آنها گفتم که بحث به پایان رسیده و میهمانانی که نبرد را شروع کرده بودند ناپدید شده اند ، اما در همان زمان 6 نفری که حزب را ترک کرده بودند بازگشتند. آنها ادعا کردند که وسایلشان در باغ رها شده و برای برداشتن آنها برگشته اند ، اما گویا آنها برای جنگ برگشته اند.

وی ادامه داد: درگیری بین آنها و افرادی که از سجاد آمده بودند آغاز شد و آنها با چوب و چوب به یکدیگر برخورد کردند. آنها سه نفری را که از سجاد آمده بودند و سپس باغ را ترک کرده بودند ، چاقو زدند و چاقو زدند.

فرار از حادثه

در ادامه تحقیقات ، پلیس دریافت که شش متهم پس از خروج از باغ سوار دو خودروی پژو و سمند شده و تصمیم به فرار گرفتند. اما در راه آنها تصادف کردند و اگرچه مجروح شدند و اتومبیل هایشان آسیب جدی دید ، آنها از ترس دستگیری صحنه را ترک کرده و فرار کردند.

از طریق تحقیقات میدانی و تصاویر نظارتی از نظارت تصویری و نظرسنجی از افرادی که در هنگام تولد شرکت کرده بودند ، هویت هر 6 متهم به دست آمد و مدتی بعد مخفیگاه آنها شناسایی شد و این افراد یکی پس از دیگری دستگیر شدند.

اعترافات یک نوازنده

در هنگام بازجویی ، متهمان اعتراف كردند كه سه نفر را كه از طرف سجاد به باغ آمده بودند ، مورد ضرب و شتم قرار دادند. در همین حال ، یکی از آنها که عامل جنایت است ، به قتل اعتراف کرده و می گوید که قصد قتل ندارد. متهم که نوازنده است ، در مهمانی ها گیتار می نوازد و آواز می خواند ، در بازجویی ها گفت: “عصر آن روز یکی از دوستانم مرا به یک جشن تولد دعوت کرد و من گیتار و میکروفونم را گرفتم تا در طول شب برای مهمانان گیتار بزنم و آواز بخوانم. . “وی ادامه داد: در میانه مهمانی بین میهمانان بحث شد.

یکی از آنها پرسید چرا میزبان در پارلمان تاج مهمانی می گیرد. این هم با این شماره. من همچنین از دوستم که تولد داشت حمایت کردم. بحث در مورد تاج و اقتصاد ادامه یافت و به برنامه رقص تبدیل شد. صاحب زایمان به ما هشدار داد که بحث را متوقف کنیم و رفتار او مرا ناراحت کرد. چون من از او محافظت کرده بودم. عصر همان روز ، دوستانم و پنج نفر از ما که از رفتار میزبان نیز ناراحت بودیم ، در اعتراض مهمانی را ترک کرده و باغ را ترک کردند.

وی ادامه داد: “در طول راه ، متوجه شدم كه سازهایم مانند گیتار و میكروفونم در باغ من مانده اند.” دوستانم نیز وسایل خود را گذاشتند. بنابراین تصمیم گرفتیم که به باغ برگردیم. وقتی به مهمانی برگشتیم ، 3 جوان غریبه را دیدیم که گفتند آنها از صاحب باغ هستند. آنها فکر می کردند ما برای جنگ برگشته ایم ، اما این طور نبود. ما برای تحویل گرفتن وسایل خود برگشته بودیم.

این مشکل درگیری بین ما و این سه نفر را آغاز کرد. آنها با چوب و چوب به ما حمله کردند و ما را زخمی کردند. من خیلی عصبانی شدم و چاقویی را برداشتم و یکی از این سه نفر را زدم. متهم ادامه داد: من به هیچ وجه قصد کشتن او را نداشتم و در آن لحظه فقط می خواستم از خودم دفاع کنم. وقتی او غرق در خون روی زمین افتاد ، ما از ترس فرار کردیم و آنقدر سریع رانندگی کردیم که در جاده تصادف کرده و خود را مجروح کردیم.

متهم پس از اعتراف به قتل طبق قانون دستگیر و به همراه سایر همدستانش برای تحقیقات بیشتر به کارکنان اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحویل داده شد.

[ad_2]

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.